است و بسياري ويراستاران جديد از آنجا آن را نقل كرده‌اند. وئي يوان در رساله‌ٴ جغرافياي تاريخي‌ آسيا در سال‌هاي 1842 ـ 1844؛ پالاديوس در خاطرات هيئت روحاني روس در پكن (ج 4، 1886) و غيره‌.
نسخه‌ٴ خطي فصلي از معيار بزرگ حكومت در سال 1888 در موزه‌ٴ روميانتسِف مسكو بوده‌ است‌. در بايگاني هيئت روحاني روس در پكن نسخه‌اي از نقشه وجود دارد كه در كتاب‌خانه‌ٴ سلطنتي چين از روي نقشه‌ٴ اصلي تهيه شده است‌.

وانـگ شـي‌

وانگ شي‌. جغرافي‌دان و نقشه‌نگار چيني (برآمدنش اواسط سده‌ٴ چهاردهم‌).
در زبان چيني تعدادي كتاب راجع به رودها و راه‌هاي آبي چين وجود دارد كه قديم‌ترينشان‌ موسوم به ((كلاسيك آب‌)) است‌. كتابي به اين نام و منسوب به سانگ چئين بايد مربوط به اوايل‌ تاريخ ميلادي باشد، چون پان كو (اول ـ 2) مورخ از آن نام برده است‌. ولي كتابي كه با آن نام‌ به‌دست ما رسيده احتمالاً مربوط به مدتي بعد است‌، يعني از زمان سلسله‌هاي سه‌گانه (221 ـ 265)؛ شرحي بر آن هم از لي تائوـ يوان و مربوط به دوره‌ٴ سلسله‌ٴ وئي شمالي (386 ـ 535) در دست است‌. ساير آن نوع كتاب‌ها در زمان سلسله‌ٴ سونگ تأليف شده است‌.
در اواسط سده‌ٴ چهاردهم‌، وانگ شي رساله‌ٴ در مسير زرد رود را نوشت‌، كه داراي شش نقشه است و شرحي از سيل‌ها و تغيير مسيرهاي اين رودخانه‌ٴ معروف را در قرن‌هاي گذشته عرضه كرده است‌.
رساله‌ٴ ديگري درباره‌ٴ چگونگي حفظ سواحل رود زرد را شا كئوـ شيه در زمان همان سلسله‌ٴ يوان (مغول‌) نوشت‌، كه حاوي اطلاعات زيادي درباره‌ٴ وضع گذشته و حال آن رودخانه است‌.
آثار چيني درباب حفاظت از رودخانه‌ها. مطالعات درباب رودخانه‌ها و مراقبت از آنها و شرح‌هاي آن بارها و بارها مورد پژوهش و شرح و تفسير قرار گرفت‌، از جمله به اهتمام چئوان‌ تسو ـ وانگ (1705 ـ 1755)، چائو ئي ـ چئينگ (1711 ـ 1764)، تائي چن (1724 ـ 1777) و چئن لي (1810 ـ 1882). بسياري از مقامات چيني ناگزير بودند توجه خود را به مراقبت از رودخانه‌ها معطوف كنند، از قبيل جلوگيري از طغيان رودها و چاره‌ٴ آن و غيره و در كتاب‌ كلاسيك آب و مشتقات آن به دنبال تدبيرهايي مي‌گشتند. از اين افراد بودند چو چئي ـ شي‌ (متوفا 1666)، چين فو (متوفا 1692)، چانگ پئنگ ـ كو (متوفا 1725)، چانگ پو ـ شينگ‌ (متوفا 1725)، كائو پين (متوفا 1755)، فان كوان ـ چنگ (متوفا 1768)، چئي چائو نان (متوفا (1768)، كائو چين (متوفا 1779)، ليو ئه (متوفا 1909) ــ كه آخري به‌عنوان كاشف‌ استخوان‌هاي معبد و داستان‌نويس شهرت بيشتري دارد.